اصطلاحات دانش آموزی

سلام!

 

این مطلب رو برای دانش آموزان در وبلاگ میزارم،استفاده از این مطلب باعث میشه در سر

 

کلاس راحتر بتونید اصطلاحات انگلیسی که اکثر معلمها به کار میبرند رو بفهمید!

 

آموزشگاه زبان یاس: www.yaslab.blogfa.com
ادامه نوشته

جملات زیبا 2

جملات زیبا 2

 

آموزشگاه زبان یاس : www.yaslab.blogfa.com

 

 

If reward is the goal of religion, if patriotism serves self-interest, and if education is pursued for advancement, then I would prefer to be a nonbeliever, a non-patriot, and a humbly ignorant man.

اگر هدف دین پاداش باشد٬ اگر وطن دوستی در خدمت منافع شخصی باشد٬ اگر آموزش و پرورش را برای پیشبرد اهداف خویش دنبال کنند٬ پس من ترجیح می دهم فردی بی اعتقاد٬ آدمی بدون حب به وطن و انسانی معمولی و نادان باشم.

He brings disaster upon his nation who never sows a seed, or lays a brick, or weaves a garment, but makes politics his occupation.

بر سر ملت خویش فاجعه می آورد کسی که بذری نمی کارد٬ آجری بر آجری نمی گذارد و یا جامه ای نمی دوزد٬ اما سیاست (هم به معنای قدیمی خود و هم معنای جدید خود) را پیشه خود می سازد.

If you choose between two evils, let your choice fall on the obvious rather than the hidden, even though the first appears greater than the second.

اگر می خواهی بین دو بد یکی را برگزینی٬ بگذار انتخاب تو بر بدی که آشکار است تعلق بگیرد٬ نه بدی که پنهان است حتی اگر بد آشکار بزرگتر از بد پنهان باشد.

Deliver me from he who does not tell the truth unless he stings; and from the man of good conduct and bad intentions; and from him who acquires self-esteem by finding fault in others.

(پروردگارا) مرا از دست آن کس رها کن که حقیقت را نمی گوید مگر برای آنکه نیشی بزند٬ و از دست آدمی که کاری نیک می کند و نیتی بد در سر می پروراند٬ و از دست کسی که با عیب جویی از دیگران عزت نفسی برای خود دست و پا می کند(الهی آمین).

منبع: http://www.english-learn.blogfa.com

 

متن زیبا 12

آموزشگاه زبان یاس: www.yaslab.blogfa.com

 

Woe to the nation that departs from religion to belief, from country lane to city alley, from wisdom to logic.

 

Woe to the nation that does not weave what it wears, nor plant what it eats, nor press the wine that it drinks.

 

Woe to the conquered nation that sees the victor's pomp as the perfection of virtue, and in whose eyes the ugliness of the conqueror is beauty.

 

Woe to the nation that combats injury in its dream but yields to the wrong in its wakefulness.

 

Woe to the nation that does not raise its voice save in funeral, that shows esteem only at the grave, that waits to rebel until its neck is under the edge of the sword.

 

Woe to the nation whose politics is subtlety, whose philosophy is jugglery, whose industry is patching.

 

Woe to the nation that greets a conqueror with fife and drum, then hisses him off to greet another conqueror with trumpet and song.

 

Woe to the nation whose sage is voiceless, whose champion is blind, whose advocate is a prattler.

 

Woe to the nation in which each tribe claims to be a nation.

 

دریغ بر ملتی که از دین روی بر می گرداند و به باور می چسبد، از کوچه باغ های روستایی به کوچه های شهر می رود ، از بصیرت جدا می شود و به منطق می پیوندد.

 

دریغ بر ملتی که خود نمی بافد آنچه را که می پوشد، خود نمی کارد آنچه را که می خورد، خوذ نمی فشارد شرابی را که می نوشد.

 

دریغ بر ملت مغلوبی که زرق و برق فاتحان را کمال فضیلت می داند و در نگاه او زشتی فاتح، زیبایی جلوه می کند.

 

دریغ بر ملتی که در خواب به جنگ زخم ها می رود و در بیداری خود را تسلیم خطا می کند.

 

دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورد مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام بر میدارد، خود را نمی ستاید مگر در ویرانه هایش و عصیان نمی کند مگر هنکامی که گردنش زیر لبه شمشیر است.

 

دریغ بر ملتی که سیاستش زرنگی، فلسفه اش شعبده و صنعتش مونتاژ است.

 

دریغ بر ملتی که با دهل و شیپور به استقبال اشغالگر کشورش می رود و با هو کردن بدرقه اش می کند، فقط به خاطر این که با شیپور و آواز به استقبال اشغالگری دیگر برود.

 

دریغ بر ملتی که فرزانگانش خاموش، قهرمانانش کور و وطن پرستانش یاوه گویند.

 

دریغ بر ملتی که هر یک از اقوامش خود را یک ملت می دانند.

منبع: http://www.english-village.blogfa.com

 

شعر بنی آدم

آموزشگاه زبان یاس: www.yaslab.blogfa.com

 

شعر بنی آدم

The children of humanity are each others limbs"

"That shares an origin in their creator"

"When one limb passes its days in pain"

"The other limbs can not remain easy"

"You who feel no pain at the suffering of others"

"It is not fitting you be called human"

 

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمي

 

گروه کلمات 2

word

mean

Aba

عبا،پارچه

Abase

تحقیر کردن

Abattoir

کشتارگاه

Abdicate

واگذار کردن ،استعفا دادن

Abend

خاتمه غیر عادی

Abhor

تنفر داشتن،ترسیدن

Abirritate

بی حس کردن

Ablate

قطع کردن

Aborsement

سقط جنین

Absolve

بخشیدن،پاک کردن

Abysmal

ژرف،ناپیمودنی

Accordance

مظابقت،موافقت

Ace

ذره،نقطه

Aceptive

قابل قبول

Acuity        

تیز هوشی

Actuation

بکار اندازی

Adapt

وفق دادن

Admiration

تعجب،تحسین

Admix

مخلوط کردن

Adnauseam

تهوع

Adust

سوخته

Advertence

توجه،عمد

Aegis

سپر،پرتو

Affiant

شاهد

Aftermath

عواقب بعدی

Afterclap

عاقبت،نتیجه

Agent

پشتکار،نماینده

Aggrieve

آزردن،غمگین کردن

Agitation

سراسیمگی،هیجان

Agley

غلط،زشت

Agog

نگران،مشتاق

Agony

درد،رنج

Agrologist

خاک شناس

Ailment

بیماری مزمن

Ajax

قهرمان یونانی

Alacrity

چابکی،با نشاط

Alas

افسوس،دریغ

منبع: آموزشگاه زبان یاس

گروه کلمات 1

آموزشگاه زبان یاس: www.yaslab.blogfa.com

 

mean

Word

هارون برادر موسی

Aaron

تسلیم شدن،بی خیالی

Abandon

تخفیف دادن،کاستن،تنزل

Abate

کوتاه کردن،خلاصه کردن

Abbreviate

ربودن،دزدیدن

Abduct

بی تکلیقی،تعلیق

Abeyance

از درون

Abintra

پیمان شکنی،انکار

Abjuration

مکروه،زشت،ناپسند

Abominable

برابر،شانه به شانه

Abreast

پوچ،ناپسند

Absurd

پذیرش

Acceptance

تهمت،اتهام

Accusation

متهم کردن،تهمت زدن

Accuse

دردناک ،دردآور

Achy

آمار گیر،منشی

Actuary

سرسختی

Adamancy

التماس

Adjuration

مسلما

Admitedly

سرزنش دوستانه

Admonition

زرنگ،چالاک

Adroit

مخالف،مغایر،روبرو

Adverse

محراب،خلوتگاه

Adytum

هواشناسی،جو شناسی

Aerology

شعله ور،در حال سوختن

Afire

عالم اخرت

Afterworld

بی انتها،طولانی

Agelong

پرخاشگر،متجاوز

Aggressive

چابک،زرنگ،زیرک

Agile

تابان

Agleam

کنیه،لقب

Agnomen

عذاب دادن،تحریف کردن

Agonize

سازش ،پیمان

Agreement

آزردن،پریشان کردن

Ail

نیم باز

Ajar

حیف،افسوس

Alack

مرسوم،مد

Alamode

www.yaslab.blogfa.com

 

ضرب المثل 3

آموزشگاه زبان یاس  www.yaslab.blogfa.com

 

  "Cowards die many times, but a brave man only dies once."

  • ترجمه: «آدم ترسو چندین بار می‌میرد، اما آدم شجاع فقط یکبار.»
    • مترادف فارسی: «ترسو مرد»
    • مترادف فارسی: «ترس برادر مرگ است»

 

 

Blood is thicker than water." 

  • ترجمه: «خون از آب غلیظ‌تر است»
    • مترادف فارسی: «اول خویش، سپس درویش»

 

 

 

  "Breakfast like a king, lunch like a prince, dine like a pauper."

ترجمه: «صبحانه مانند یک شاه، نهار مثل یک شاهزاده، شام مثل یک فقیر»

  • مترادف فارسی: «صبحانه را تنها، ناهار را با دوستان و شام را با دشمنت صرف کن»

 

 

  "All things come to he who waits."

  • ترجمه: «هرکه صبر کند به همه چیز می‌رسد»
    • مترادف فارسی: «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی

 

 

  "After a storm comes a calm."

  • ترجمه: «پس از طوفان، آرامش گسترده می‌گردد.»
    • مشابه فارسی: «بعد از خشم پشیمانی است»

منبع:   http://www.proverb.blogfa.com/

 

ضرب المثل 2

آموزشگاه زبان یاس: www.yaslab.blogfa.com

  • "A poor workman blames his tools." 
  •  ترجمه: «کارگر بی‌مهارت، ابزار کارش را مقصر می‌داند.»
    • مترادف فارسی: «عروس نمی توانست برقصد ، می‌گفت زمین کج استيا " وقتي زمين سفت است ، گاو از چشم گاو مي بيند ."

  "Absence makes the heart grow fonder."

  • ترجمه: «دوری باعث علاقمندی می شود.»
    • مترادف فارسی: «دوری ودوستی

 

  "Beauty is in the eye of the beholder."

  • ترجمه: «زیبایی در چشم بیننده است»
    • مترادف فارسی: «علف به دهن بزی شیرین است»

  "Clothes don't make the man."

  • ترجمه: «احترام مرد به لباس نیست.»
    • مترادف فارسی: «آدم را به جامه نشناسند»
    • تمثیل: «لباس طريقت به تقوا بود// نه در جبه و دلق و خضرا بود»
    • تمثیل: «تن آدمی شریف است به جان آدمیت// نه همین لباس زیباست نشان آدمیت»

Cross the stream where it is the shallowest."

  • ترجمه: «از کم‌عمق‌ترین محل رودخانه گذر کن!»
    • مترادف فارسی: «بی‌گدار به آب نزن

 

 

منبع : http://www.proverb.blogfa.com/

 

متن زیبا 11

آموزشگاه زبان یاس: www.yaslab.blogfa.com

 

If you want happiness for an hour, take a nap;

 

If you want happiness for a day, go on a picnic;

 

If you want happiness for a week, go on a vacation;

 

If you want happiness for a year, inherit wealth;

 

But if you want happiness for a life time, learn to love what you do.

 

اگر به دنبال ساعتی شادمانی هستی٬  چرتی بزن

 

اگر به دنبال روزی شادمانی هستی٬  به پیک نیک برو

 

اگر به دنبال هفته ای شادمانی هستی٬  سفری تفریحی را در پیش گیر

 

اگر به دنبال سالی شادمانی هستی٬  پول هنگفتی به کف آور

 

اما اگر در جست و جوی عمری شادمانی هستی٬  یاد بگیر کاری را که انجام مدهی با عشق همراه باشد.

منبع: http://www.english-village.blogfa.com

 

متن زیبا 10

آموزشگاه زبان یاس: www.yaslab.blogfa.com

 

Woe to the nation that departs from religion to belief, from country lane to city alley, from wisdom to logic.

 

Woe to the nation that does not weave what it wears, nor plant what it eats, nor press the wine that it drinks.

 

Woe to the conquered nation that sees the victor's pomp as the perfection of virtue, and in whose eyes the ugliness of the conqueror is beauty.

 

Woe to the nation that combats injury in its dream but yields to the wrong in its wakefulness.

 

Woe to the nation that does not raise its voice save in funeral, that shows esteem only at the grave, that waits to rebel until its neck is under the edge of the sword.

 

Woe to the nation whose politics is subtlety, whose philosophy is jugglery, whose industry is patching.

 

Woe to the nation that greets a conqueror with fife and drum then hisses him off to greet another conqueror with trumpet and song.

 

Woe to the nation whose sage is voiceless, whose champion is blind, whose advocate is a prattler.

 

Woe to the nation in which each tribe claims to be a nation.

 

دریغ بر ملتی که از دین روی بر می گرداند و به باور می چسبد، از کوچه باغ های روستایی به کوچه های شهر می رود ، از بصیرت جدا می شود و به منطق می پیوندد.

 

دریغ بر ملتی که خود نمی بافد آنچه را که می پوشد، خود نمی کارد آنچه را که می خورد، خود نمی فشارد شرابی را که می نوشد.

 

دریغ بر ملت مغلوبی که زرق و برق فاتحان را کمال فضیلت می داند و در نگاه او زشتی فاتح، زیبایی جلوه می کند.

 

دریغ بر ملتی که در خواب به جنگ زخم ها می رود و در بیداری خود را تسلیم خطا می کند.

 

دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورد مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام بر میدارد، خود را نمی ستاید مگر در ویرانه هایش و عصیان نمی کند مگر هنگامی که گردنش زیر لبه شمشیر است.

 

دریغ بر ملتی که سیاستش زرنگی، فلسفه اش شعبده و صنعتش مونتاژ است.

 

دریغ بر ملتی که با دهل و شیپور به استقبال اشغالگر کشورش می رود و با هو کردن بدرقه اش می کند، فقط به خاطر این که با شیپور و آواز به استقبال اشغالگری دیگر برود.

 

دریغ بر ملتی که فرزانگانش خاموش، قهرمانانش کور و وطن پرستانش یاوه گویند.

 

دریغ بر ملتی که هر یک از اقوامش خود را یک ملت می دانند.

منبع: http://www.english-village.blogfa.com